



به شما داده می شوند ممنون می شوم خداحافظكسي به نام النور ا یا همون حامد بعد از كلي حرف در مورد زندگي هامون راضي شدم با اون دوست دوست بشم شمارش گرفتم و گفتم بهش اس ام اس مي دم اونم قبول كرد بعد از اينكه اینکه بهش اس ام اس دادم بهش گفتم زنگ بزن
بهش گفتم زنگ بز اون گفت مي ترسم پسر باشي گفتم نه زنگ بزن زنگ زد و باهم صحبت كرديم کردیم قرار شد همديگرو ببينيم فرداش گفتم باشه فردا اون روز من نرفتم ولي اون اون امده بود چند روز بعدش ما
روز بعدش ما مي می خواستيم بريم مسافرت بهش گفتم فقط گفت ارزوي سلامتي تورو دارم من هم هم ازش خوشم امد در مسافرت هم كه بودم باهام تماس مي گرفت باهم حرف رزديم می زدیم واقعا دوستش داشتم هم عمه هايم به من مي گفتن ولش نكن دوستش داشته داشته باش منم قبول كردم . بعد از 9 روز که از مسافرت برگشتیم
از مسافرت برگش به من گفت مي خوام ببينمت من هم قبول كردم اون روز وقتي من اون ديدم از جلوي جلوی اون فرار كردم اون به من زنگ زد گفت چرا ...... ولي من هيچي نگفتم الان الان هم نمي گم بالاخره راضی شدم
بالاخره راضي شدبرم پيشش و باهاش حرف بزنم ما باهم حرف زديم و باهم قول داديم تا اخرعمر کنار هم
عمر پيش هم باشيم هم باشیم اما من يك روز كه با اون رفتم سينما اون تو سينما فقط من بوس كرد و چون من از بوس بدم ميامد بهش هيچي نگفتم فقط از اون روز به بعد باهاش قهر كردم و باهاش حرف
نزدم اون خيلي ميو باهاش حرف نزدم اون خیلی می خواست بدون ولي نفهميد تا الان كه داره مي می خونه و الان من دوست دارم دیگه تا اخر عمر
ديگه تا اخر عمر باهاش باشم به يك شرط اینکه فقط بوسم نكنه همين . نمي خوام بگم لوسم چون چون من ار کودکی
من از كوچكي تا تاكنون به مادر و پدر خودم هم بوس ندادم به خاطره همين و گرنه خيلي ددوستش
دارم ويك شرط د دوستش دارم و یک شرط ديگه هم اينكه ديگه با كسي به نام ارش دوست نباشه همين چون مي خوام فقط واسه خودم باشه
بشه واسه خودم . اين دليل رفتم اون روز از كنار اون روز اولين ديدارم دارم مي گم
خاطره قيافش نبود به خاطره اين كه مي خواستم ببينم دوستم داره يا نه همين............. نه قیافش.